تأملی در اقتصاد سیاسی حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی ایران
صبح روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، درحالیکه ایران تازه از تعطیلات نوروزی بازمیگشت، دود از منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر بلند شد. پتروشیمیهای فجر یک و دو، بوعلی سینا و بندر امام یکی پس از دیگری مورد اصابت قرار گرفتند. کمیته اضطراری منطقه ویژه دستور تخلیه کامل نیروی انسانی تمام واحدها را صادر کرد. این حمله تنها چند روز پس از ضربات متوالی به فولاد مبارکه اصفهان که دو بار هدف قرار گرفت و فولاد خوزستان اهواز رخ داد.
آنچه در این میان کمتر دیده شد، دود نبود. آنچه کمتر دیده شد، نقشه اقتصادی پشت این دود بود.
دو ضربه، یک هدف استراتژیک
برای فهم این حملات باید از زبان نظامی فاصله گرفت و به زبان اقتصاد سیاسی رسید. دو بخش هدف گرفتهشده فولاد و پتروشیمی در کنار نفت، دقیقاً سهگانه ارزآوری ایران را میسازند. حذف یا تضعیف هر یک از این سه ضلع، پایههای اقتصاد ایران را به لرزه درمیآورد.
فولاد: ستون صادرات صنعتی
صنعت فولاد ایران بر اساس آمار انجمن جهانی فولاد برای سال ۲۰۲۵ با تولید سالانه حدود ۳۲ میلیون تن در جمع ده تولیدکننده بزرگ جهان قرار دارد. فولاد مبارکه اصفهان بهتنهایی در فاصله مارس ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، بر اساس گزارش آرگوس مدیا رسانه تخصصی بازارهای جهانی کالا حدود ۸۶۰ میلیون دلار درآمد صادراتی داشته است. این کارخانه اکنون دو بار بمباران شده، زیرساختهای تولیدی آن آسیبدیده، و روابطعمومی آن از پرسنل خواسته تا اطلاع بعدی به مجتمع مراجعه نکنند. فولاد خوزستان اهواز نیز در همین بازه زمانی هدف قرار گرفت و انبارها و زیرساختهای برق آن آسیبدیده است.
پیامد عملی این آسیب را میتوان در یک زنجیره دنبال کرد: توقف خطوط تولید ← کاهش ظرفیت صادرات ← فشار بر عرضه ارز. بازسازی کورههای صنعتی و تجهیزات آسیبدیده در شرایط تحریم فرایندی زمانبر است؛ بر اساس تخمین کارشناسان صنعت، در موارد مشابه این بازه معمولاً از شش ماه تا دو سال متغیر بوده است بسته بهشدت آسیب و دسترسی به قطعات.
پتروشیمی: شریان ارزی که خاموش شد
داستان پتروشیمی از منظر ارزآوری حتی سنگینتر از فولاد است. منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر بزرگترین قطب پتروشیمی خاورمیانه است که در آن بیش از چهل مجتمع تولیدی فعالیت میکنند. آنچه این حملات را از حملات معمولی متمایز میکند، ماهیت اهداف انتخابشده است:
فجر انرژی خلیجفارس که هر دو واحدش مورد اصابت قرار گرفت نه یک شرکت تولیدکننده محصول، بلکه تأمینکننده خدمات حیاتی کل منطقه است: برق، بخار صنعتی، اکسیژن، نیتروژن و آب صنعتی برای تمام مجتمعهای منطقه ویژه. به همین دلیل آن را «قلب تپنده» منطقه ویژه مینامند. آسیب به فجر یعنی اختلال در زنجیره تولید کل منطقه، نهفقط یک شرکت. پتروشیمی بوعلی سینا یک مجتمع آروماتیک است که محصولاتی مانند بنزن و پارازایلن تولید میکند و بازارهای صادراتی آن عمدتاً در آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه قرار دارند. پتروشیمی بندر امام قدیمیترین مجتمع منطقه با سابقهای از دهه ۱۳۵۰ طیف وسیعی از محصولات پایه پتروشیمی شامل اتیلن، پروپیلن و پلیمرهای صنعتی تولید میکند.
صادرات پتروشیمی ایران بر اساس آمار رسمی منتشرشده برای سال ۱۴۰۲ در حدود ۱۱ میلیارد دلار بوده است رقمی که در سالهای مختلف بسته به شرایط تحریم نوسان داشته، اما پتروشیمی درهرحال بزرگترین منبع ارزآوری غیرنفتی ایران باقیمانده است. زنجیره آسیب مشابه فولاد است: توقف تولید ← افت صادرات ← کسری ارزی در بازه میانمدت. با این تفاوت مهم که آسیب به فجر به معنای اختلال در کل اکوسیستم منطقه است، نهفقط یک واحد منفرد.
یک نکته واقعبینانه را باید افزود: نه همه آسیبها دائمی هستند و نه بازگشت به چرخه تولید برای همه واحدها به یک اندازه دشوار است. برخی واحدهای کمتر آسیبدیده ممکن است زودتر بازیابی شوند. اما ظرفیت جایگزینی در کوتاهمدت بهویژه برای خدمات حیاتی فجر که زیرساخت مشترک کل منطقه است در شرایط تحریم بهشدت محدود است.
نفت خام ماده اولیه است، پتروشیمی آن را به محصول صادراتی باارزش افزوده تبدیل میکند، و فولاد زیرساخت صنعتی کشور را تأمین میکند. این سه یک اکوسیستم ارزی میسازند و ضربه به دو بخش انتهایی آن، کل چرخه را کند میکند.
چرا آرامش فعلی دلار پایدار نیست؟
یکی از عجیبترین پدیدههای این دوران آن است که در شرایط جنگ تمامعیار و با این حجم از تخریب صنعتی، دلار نهتنها صعود نکرده؛ بلکه طی یک ماه حدود ۱۰ هزار تومان کاهشیافته است. برای فهم این پدیده و مهمتر از آن، شکنندگی آن باید سه عامل را به ترتیب اهمیت از هم تفکیک کرد:
عامل اول و غالب: تعلیق همزمان عرضه و تقاضا
مهمترین دلیل پایین ماندن دلار، نه قدرت ریال، بلکه تعلیق همزمان دو طرف بازار است. در شرایط جنگ، واردات و ثبت سفارش بهشدت کاهشیافته و در بسیاری از بخشها فریز شده است. صادرات به دلیل اختلال در حملونقل و خطوط کشتیرانی متوقف شده. پروازها لغو و مسافرت متوقف است. سرمایهگذاری و بازار بینبانکی منجمد شدهاند.
یعنی بازار ارز از هر دو طرف تقریباً تعطیل شده است. قیمت ۱۵۷ تا ۱۵۸ هزار تومان در واقع قیمت یک بازار با حداقل معامله است نه قیمت تعادلی واقعی.
تمثیل مناسب: مثل قیمت ملک در یک شهر بعد از زلزله نه کسی میفروشد، نه کسی میخرد. عدد روی تابلو هست؛ اما بازار وجود ندارد.
عامل دوم: مدیریت فعال بانک مرکزی
بانک مرکزی باسیاست کنترل عرضه و محدودسازی معاملات، نوسانات را مهار کرده است. این مداخله در کوتاهمدت ثباتبخش بوده، اما فشار را تنها به تعویق انداخته نه رفع کرده.
عامل سوم و فرعی: سیگنال دیپلماتیک
بخشی از آرامش بازار بازتاب احتمال مذاکره است. این عامل در مقایسه با دو عامل قبلی وزن کمتری دارد و ماهیتاً ناپایدار است.
اما مهمترین نکته اینجاست: وقتی بازار از حالت تعلیق خارج شود، یک شکاف ساختاری آشکار خواهد شد. عرضه ارز که به زیرساخت صادراتی پتروشیمی و فولاد وابسته است آهسته و ناقص برمیگردد. اما تقاضا واردات کالاهای اساسی، نیاز به ارز برای تجهیزات بازسازی، مسافرت بهمراتب سریعتر از عرضه بازمیگردد. این شکاف میان عرضه کند و تقاضای سریع، فشار صعودی بر دلار ایجاد خواهد کرد.
برخی معتقدند ایران با اتکا به ذخایر ارزی و درآمد نفتی میتواند این شکاف را پر کند. این استدلال اگرچه کاملاً بیپایه نیست، دو نکته را نادیده میگیرد: درآمد نفتی خود تحتفشار تحریم و اختلال در صادرات است، و ذخایر ارزی برای پوشش شکاف بلندمدت بهویژه با درنظرگرفتن هزینههای بازسازی احتمالاً کافی نخواهند بود.
شواهد تاریخی این تحلیل را تقویت میکنند. نگاهی به چند تجربه شناختهشده بازسازی اقتصادی پس از جنگ از آلمان پس از جنگ دوم تا گرجستان پس از ۲۰۰۸ نشان میدهد کمترین زمان برای تثبیت اقتصادی، حتی با حمایت بینالمللی، سه تا پنج سال بوده است و مهمتر از زمان، پیششرطهای این بازسازیهاست: همه آنها یا از کمک بینالمللی گسترده بهرهمند شدند، یا از تغییر ساختاری حکومت، یا از هر دو.
طلا: وقتی ارزآوری داخلی ضربه میخورد
بخش طلا را نمیتوان جدا از تز اصلی این مقاله خواند. تخریب ظرفیت ارزآور داخلی پتروشیمی ماهشهر و فولاد اصفهان در کنار نااطمینانی ژئوپلیتیک، شرایطی است که طلا را برای سرمایهگذار ایرانی به یک دارایی دفاعی تبدیل میکند: وقتی صادرات کند میشود، ریال تضعیف میشود؛ وقتی ریال تضعیف میشود، داراییهای ریالی ارزش میبازند؛ و طلا بهعنوان پناهگاه از این چرخه مستقل میماند.
اونس جهانی پس از صعود قابلتوجهی از حدود ۲,۶۵۰ دلار به نزدیک ۴,۷۰۰ دلار در کمتر از یک سال، اکنون در حال هضم این رشد است. این اصلاح اما پایان روند نیست. دلایل ساختاری صعود بدهی انباشته آمریکا، سیاستهای تعرفهای، خرید سنگین بانکهای مرکزی آسیایی، و فرایند دلارزدایی همچنان پابرجاست.
برای بازار داخلی ایران، فشار ساختاری ضعف ریال که با آسیب به ارزآوری صنعتی در میانمدت تشدید خواهد شد، و احتمال ادامه صعود اونس جهانی، در یکجهت عمل میکنند. بااینحال باید توجه داشت که نوسانات کوتاهمدت بهویژه واکنش بازار به اخبار آتشبس یا تشدید درگیری میتوانند موقتاً این روند را معکوس کنند. طلا در این تحلیل یک دارایی میانمدت است، نه ابزار سفتهبازی لحظهای.
لایه پنهان: چرا اینهمه شکننده؟
اما سؤال بنیادیتر این است: چرا صنایعی چون فولاد مبارکه و پتروشیمی ماهشهر اینقدر آسیبپذیر از آب درآمدند؟
پاسخ در اقتصاد سیاسی دهههای اخیر نهفته است. وقتی اقتصادی زیر تحریم فشرده میشود، سرمایهگذاری در تنوع صنعتی، پراکندگی جغرافیایی تولید، و زنجیرههای تأمین جایگزین، همه قربانی مدیریت بحران کوتاهمدت میشوند. نتیجه اقتصادی است که ثروتش در چند نقطه جغرافیایی متمرکز شده ماهشهر، اصفهان، اهواز و همین تمرکز آن را آسیبپذیر کرده است.
آسیبپذیری زیرساختی ایران محصول تحریم نبود، محصول نحوه مدیریت تحریم بود.
فرسایش آرام
در لحظهای که این سطور نوشته میشود، دود هنوز از ماهشهر بلند است. در هر سناریویی تشدید درگیری، آتشبس، یا فرسایش بلندمدت یک مخرج مشترک وجود دارد: ارزآوری پتروشیمی و فولاد ایران برای مدتی قابلتوجه آسیبدیده است. این آسیب، مستقل از نتیجه نظامی، خود را نشان خواهد داد: در قیمت دلار هنگامی که بازار از تعلیق خارج شود، در هزینه واردات کالاهای اساسی، در رکود صنایع پاییندستی وابسته به ماهشهر، و در توان بازسازی کشور.
ایران پیشازاین نیز در جنگ هشتساله با عراق آموخت که هزینه واقعی جنگها نه در روزهای درگیری، بلکه در سالهای بازسازی بهتمامی حساب میشود. اما شکل امروز تفاوتی اساسی دارد: آن جنگ خطوط مقدم را هدف میگرفت؛ این جنگ موتور اقتصادی کشور را.
در جنگ، اول دود دیده میشود؛ اما آنچه دیرتر و پایدارتر دیده میشود، فرسایش آرام ظرفیت ملی است بیسروصداتر از بمب، بلندمدتتر از آتشبس.
این یادداشت در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، روزی که منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر مورد حمله قرار گرفت، نوشته شده است.









