آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟

آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟
این مقاله بحران تازه ایران و آمریکا را نه صرفاً به‌عنوان احتمال یک جنگ، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از فروپاشی نظم قدیمی خلیج‌فارس تحلیل می‌کند. متن نشان می‌دهد چرا آتش‌بس فعلی شکننده است، چرا اعراب منطقه میان همکاری با آمریکا و ترس از فروپاشی ایران گرفتارند، نقش اسرائیل، چین و روسیه در معادله چیست، و چگونه زمان می‌تواند خطر خطای محاسباتی و جنگ ناخواسته را افزایش دهد.
ادامه مطلب

پارادوکس مهار

پارادوکس مهار
این مقاله نشان می‌دهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هسته‌ای، منطقه‌ای، انرژی و پترودلار، توضیح داده می‌شود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق می‌دهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بین‌المللی به‌طور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفته‌اند.
ادامه مطلب

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور
این مقاله نشان می‌دهد بازار جهانی انرژی در حال عبور از یک تغییر بنیادین است: انتقال قدرت از «کنترل تولید» به «کنترل مسیر». با تحلیل اختلاف قیمت مربان و برنت، نقش تنگه هرمز، و استراتژی بازیگرانی مانند امارات، چین و ایران، استدلال می‌شود که گلوگاه‌های انرژی نه‌تنها ابزار قدرت، بلکه عامل فرسایش همان قدرت‌اند. در این چارچوب، نظم کارتل‌ها تضعیف شده و نظمی ناپایدار مبتنی بر کریدورها در حال شکل‌گیری است.
ادامه مطلب

چرا مذاکره ممکن نیست

چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال می‌کند که بن‌بست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفل‌شده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشت‌ناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده می‌شود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش می‌دهد و امکان یک توافق پایدار را از بین می‌برد. نتیجه نهایی این است که حتی توافق‌های موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا می‌کند.
ادامه مطلب

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟
این مقاله می‌کوشد نشان دهد که مماشات را نباید با دیپلماسی یا تعامل یکی گرفت. در مواجهه با رژیم‌های ایدئولوژیکِ بحران‌محور، امتیازدهی یا تعلل لزوماً به صلح ختم نمی‌شود، بلکه می‌تواند به انباشت بحران در طول زمان بینجامد. با مرور چهار تجربه تاریخی ـ از توافق مونیخ و تعلل آمریکا در برابر فاشیسم تا پرونده هسته‌ای کره شمالی و الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ـ مقاله توضیح می‌دهد که زمان در سیاست بی‌طرف نیست: یا به سود مهار بحران کار می‌کند، یا به سود گسترش آن. در پایان، «محدودسازی» به‌عنوان بدیل راهبردیِ دوقطبیِ جنگ یا مماشات طرح می‌شود.
ادامه مطلب

معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ

معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ
این مقاله نشان می‌دهد سیاست ایران در دولت دوم ترامپ محصول اراده یک فرد نیست، بلکه برآیند جدال سه منطق رقیب درون ساختار قدرت آمریکاست: اجبار، معامله و عدم مداخله. با تمرکز بر چهار چهره کلیدی ــ مارکو روبیو، جی.دی. ونس، جرد کوشنر و استیو ویتکاف ــ متن توضیح می‌دهد چگونه وزن نهادی، خاستگاه طبقاتی و منطق‌های متفاوت سیاست خارجی، مسیر پرونده ایران را شکل می‌دهند و چرا آینده این پرونده به نبرد درونی این سه پارادایم گره خورده است.
ادامه مطلب

از گوگمل تا جنگ شبکه‌محور: برتری اطلاعاتی و بحران منطق بازدارندگی

از گوگمل تا جنگ شبکه‌محور: برتری اطلاعاتی و بحران منطق بازدارندگی
این مقاله با مرور نمونه‌هایی از گوگمل، انیگما، بحران موشکی کوبا و جنگ شش‌روزه نشان می‌دهد که مزیت تعیین‌کننده در جنگ فقط به شمار نیرو و کیفیت تسلیحات وابسته نیست، بلکه به توان تبدیل اطلاعات به تصمیم بستگی دارد. متن سپس با تکیه بر مفهوم «اشراف اطلاعاتی پیوسته» توضیح می‌دهد که چگونه در عصر هوش مصنوعی و جنگ شبکه‌محور، فاصله میان رصد، تحلیل و ضربه به‌شدت کاهش یافته و همین تحول، منطق کلاسیک بازدارندگی را دچار اختلال کرده است.
ادامه مطلب

شکاف هوش مصنوعی نظامی و فروپاشی ساختاری بازدارندگی ایران

شکاف هوش مصنوعی نظامی و فروپاشی ساختاری بازدارندگی ایران
این مقاله نشان می‌دهد که مسئله ایران فقط کمبود موشک یا ضعف تاکتیکی نیست، بلکه شکاف ساختاری در هوش مصنوعی نظامی و زنجیره تأمین فناوری، منطق سنتی بازدارندگی را از کار انداخته است. با اتکا به داده‌های درگیری‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، مقاله توضیح می‌دهد چرا نامتقارنی هزینه، دفاع موشکی هوشمند، تحریم تراشه و محاصره فناورانه، بازدارندگی ایران را به یک سازوکار پرهزینه و کم‌اثر تبدیل کرده‌اند و این تحول چه پیامدی برای آینده امنیت خاورمیانه دارد.
ادامه مطلب

جنگی که با صلح تمام نمی‌شود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ

جنگی که با صلح تمام نمی‌شود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ
این مقاله می‌کوشد نشان دهد مسئله اصلی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه نظمی است که پس از جنگ شکل می‌گیرد. متن با نقد این تصور آغاز می‌شود که پیروزی نظامی می‌تواند مسئله سیاسی ایران را حل کند، سپس به نقش تنگه هرمز، اقتصاد اخلال، جامعه ایران، جانشینی، دولت امنیتی، اقتصاد پساجنگ و حسابگری بازیگران خارجی می‌پردازد. نتیجه نهایی این است که محتمل‌ترین سناریو نه فروپاشی فوری است و نه ثبات پایدار، بلکه نوعی تعلیق فرساینده است که می‌تواند هم کشور را از درون تحلیل ببرد و هم منطقه را در وضعیت بی‌ثباتی مزمن نگه دارد.
ادامه مطلب

آناتومی بی‌مصرف‌سازی جغرافیا

آناتومی بی‌مصرف‌سازی جغرافیا
این مقاله نشان می‌دهد مسئله ایران، از دست دادن یک «هارتلند واقعی» نیست، بلکه گذار از توهم جغرافیایی به وضعیت «فضای خالی» در نظم شبکه‌ای جهان است. با تحلیل ژئواکونومی جریان‌محور، مقاله توضیح می‌دهد چگونه حذف دیجیتال، مالی و نهادی ایران، جغرافیا را از دارایی به بدهی استراتژیک تبدیل کرده و هزینه بازگشت را به‌صورت غیرخطی افزایش داده است.
ادامه مطلب