تورم زیسته در ایران؛ چرا عدد رسمی با تجربه مردم فاصله دارد؟

تورم زیسته در ایران؛ چرا عدد رسمی با تجربه مردم فاصله دارد؟
این مقاله نشان می‌دهد اختلاف میان تورم رسمی و برآوردهای مبتنی بر نرخ ارز، صرفاً دعوای عددی نیست؛ اختلاف در تعریف تورم و مرجعیت واقعیت اقتصادی است. آمار رسمی بخشی از تجربه مردم را ثبت نمی‌کند: افت کیفیت، کوچک‌فروشی، کمبود و مهم‌تر از همه «تورم زیسته» که برای طبقه متوسط به معنای دور شدن از مالکیت و گرفتار شدن در تله فقر است. در غیاب لنگر معتبر، جامعه به نرخ دلار و سیگنال‌های بیرونی تکیه می‌کند و مارپیچ انتظارات شکل می‌گیرد. راه خروج، بازسازی اعتبار نهادی با شفافیت است.
ادامه مطلب

تورم مزمن در اقتصاد ایران: روایت فروپاشی نهادی و بازسازی اعتماد عمومی

تورم مزمن در اقتصاد ایران: روایت فروپاشی نهادی و بازسازی اعتماد عمومی
تورم در ایران فقط یک پدیده‌ی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریه‌ی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولی‌سازی کسری بودجه و دلاریزه‌شدن جامعه را به‌عنوان حلقه‌های یک زنجیره‌ی خودتولیدگر توضیح می‌دهد. او در پایان تأکید می‌کند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز می‌شود، نه از تغییر نرخ بهره.
ادامه مطلب

تورم مزمن در ایران: از سلطه مالی تا شکست حاکمیت پولی

تورم مزمن در ایران: از سلطه مالی تا شکست حاکمیت پولی
تورم مزمن در ایران دیگر یک خطای سیاست پولی ساده نیست؛ صورت‌بندی مالی بحرانی عمیق در حکمرانی است. این متن با تکیه بر مفهوم «سلطه مالی» نشان می‌دهد چگونه دولت، بانک مرکزی و بانک‌های خصولتی در چرخه‌ای از کسری بودجه، خلق اعتبار رانتی، شوک‌های ارزی و تحریم‌ها، تورم را به نهاد پایدار زندگی مردم تبدیل کرده‌اند. در ادامه، نقشه راهی برای شکستن این چرخه از مسیر اصلاح بودجه، بازسازی سیاست پولی، تقویت نهادهای ناظر و پیوند با اقتصاد جهانی پیشنهاد می‌شود.
ادامه مطلب