چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست

چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست
تقابل چین و آمریکا اختلافی ساده بر سر تعرفه و کسری تجاری نیست؛ نزاعی ساختاری بر سر نوشتن قواعد قرن بیست‌ویکم است. این رقابت در سه میدان اصلی جریان دارد: استانداردهای فناوری، نظم دلاری و زنجیره‌های تأمین جهانی. در این میان، ایران نه متحد راهبردی چین است و نه بازیگری مستقل در برابر آمریکا؛ بلکه تا زمانی که فاقد راهبرد توسعه، دیپلماسی متوازن و اقتصاد رقابتی باشد، به متغیر فشاری تبدیل می‌شود که دیگران از بی‌ثباتی آن برای افزایش هزینه رقیب استفاده می‌کنند.
ادامه مطلب

شکاف هوش مصنوعی نظامی و فروپاشی ساختاری بازدارندگی ایران

شکاف هوش مصنوعی نظامی و فروپاشی ساختاری بازدارندگی ایران
این مقاله نشان می‌دهد که مسئله ایران فقط کمبود موشک یا ضعف تاکتیکی نیست، بلکه شکاف ساختاری در هوش مصنوعی نظامی و زنجیره تأمین فناوری، منطق سنتی بازدارندگی را از کار انداخته است. با اتکا به داده‌های درگیری‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، مقاله توضیح می‌دهد چرا نامتقارنی هزینه، دفاع موشکی هوشمند، تحریم تراشه و محاصره فناورانه، بازدارندگی ایران را به یک سازوکار پرهزینه و کم‌اثر تبدیل کرده‌اند و این تحول چه پیامدی برای آینده امنیت خاورمیانه دارد.
ادامه مطلب

جنگ تجاری؛ وابستگی متقابل سلاح‌سازی‌شده میان چین و آمریکا

جنگ تجاری؛ وابستگی متقابل سلاح‌سازی‌شده میان چین و آمریکا
این مقاله با تکیه بر نظریه «وابستگی متقابل سلاح‌سازی‌شده» توضیح می‌دهد چگونه شبکه‌های اقتصادی و زنجیره‌های تأمین جهانی به ابزار فشار ژئوپلیتیکی میان چین و آمریکا تبدیل شده‌اند. مهران فتحی در این تحلیل نشان می‌دهد که جنگ تجاری، آغاز نظم جدیدی است که در آن کارایی اقتصادی جای خود را به انعطاف‌پذیری و امنیت داده است.
ادامه مطلب

از برتون‌وودز تا نظم پترو‌دلار بازخوانی هژمونی دلار در چهار پرده از برتون‌وودز تا نظم پسادلاری

از برتون‌وودز تا نظم پترو‌دلار بازخوانی هژمونی دلار در چهار پرده از برتون‌وودز تا نظم پسادلاری
از کنفرانس برتون‌وودز تا جنگ‌های مالی قرن بیست‌ویکم، این مقاله روایت شکل‌گیری و افول هژمونی دلار را دنبال می‌کند؛ تحلیلی از نظم پترو‌دلار، امتیاز گزاف آمریکا و آینده نظام پولی جهانی.
ادامه مطلب

گذار از هژمونی غرب

گذار از هژمونی غرب
این مقاله گذار تاریخی از هژمونی غرب و نظم آمریکامحور به سوی نظمی چندقطبی را بررسی می‌کند. ابتدا «غرب» به‌عنوان یک بلوک سیاسی–نظامی فراتر از جغرافیا تعریف می‌شود و با بهره‌گیری از نظریه نظام جهانی، شکاف میان اقلیت هسته‌ای قدرتمند و اکثریت پیرامونی توضیح داده می‌شود. سپس با تمرکز بر خیزش چین و هند، نقش بریکس، تلاش برای کاهش وابستگی به دلار و محدودیت‌های قدرت سخت غرب، تغییر موازنه قدرت جهانی تحلیل می‌شود. مقاله در ادامه مزیت‌های ساختاری ماندگار آمریکا و روند فرسایش تدریجی آن‌ها را بررسی کرده و در پایان، سه سناریو برای آینده نظم جهانی—چندقطبی متوازن، جنگ سرد جدید و چندقطبی شکننده—ترسیم می‌کند.
ادامه مطلب