شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟

شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟
این یادداشت از یک تجربه آشنا شروع می‌کند: دولت‌ها شنبه‌ها وعده اصلاح می‌دهند و چهارشنبه‌ها زیر آن می‌زنند. سپس چهار قفل اصلی را توضیح می‌دهد: وسوسه خرید زمان با مُسکن، قدرت اقلیتِ منتفع در برابر اکثریتِ پراکنده، فرمانی که در بدنه بوروکراتیک و تعارض منافع گیر می‌کند، و بی‌اعتمادی عمومی که هر تصمیم درست را به بحران تبدیل می‌کند. در پایان، سه قاعده ساده برای ساختن «قولِ قابل باور» پیشنهاد می‌شود: بستن راه پولِ آسان، حذف امتیازهای پنهان و سپردن اجرای اصلاحات به نهادهایی که از وضع موجود نفع نمی‌برند.
ادامه مطلب

آناتومی یک بن‌بست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟

آناتومی یک بن‌بست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟
تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید می‌شود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانک‌های ناتراز و صندوق‌های بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذی‌نفعان دارایی‌محور، به طور ضمنی بر «تورم کنترل‌شده اما مزمن» هم‌گرا می‌شوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی به‌عنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بی‌کیفیت به پایه پولی و اثر شتاب‌دهنده تحریم، نشان می‌دهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سه‌گامی برای مهار ترازنامه بانک‌های بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه می‌شود.
ادامه مطلب

نوشته های اخیر

دسته بندی ها