پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران

پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران
اقتصاد ایران تنها با تورم روبه‌رو نیست، بلکه با فرسایش اعتماد به پول ملی مواجه است. ریال به‌تدریج کارکرد ذخیره ارزش خود را از دست داده و به ابزار مبادله‌ای موقت تبدیل شده است. مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان به طلا، مسکن، ارز و در سال‌های اخیر به پول‌های سایه دیجیتال مانند تتر پناه می‌برند. این مقاله نشان می‌دهد چگونه «گریز از پول»، نظم پولی دوپاره‌ای ساخته که یک سوی آن اقتصاد ریالی فرسایشی و سوی دیگر اقتصاد دارایی‌محور و ارزی است.
ادامه مطلب

هجدهم برومرِ ایرانی: از «بن‌بست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»

هجدهم برومرِ ایرانی: از «بن‌بست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»
برجسته‌شدن نمادهای پهلوی‌محور در بخشی از گفتار اعتراضی الزاماً «انتخاب برنامه‌ای» نیست؛ اغلب سازوکاری برای هماهنگی کم‌هزینه در محیط پرریسک و بی‌سازمان است. مقاله با ترکیب مارکس (احضار گذشته)، لاکلائو (دالّ تهی) و منطق نقطه کانونی نشان می‌دهد چگونه ائتلاف نفی شکل می‌گیرد، چرا «نام» از «طرح» جلو می‌زند، و چرا این مسیر می‌تواند به تمنای لویاتان و تله واگذاری عاملیت ختم شود.
ادامه مطلب

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟
مزیت جغرافیایی ایران دیگر به‌تنهایی موتور ترانزیت نیست. در اقتصاد شبکه‌ای امروز، مسیرها بر اساس «قابلیت اجرا» انتخاب می‌شوند: تسویه بانکی، بیمه‌پذیری، ثبات مقررات، سرعت گمرک و اعتماد نهادی. ایران با ضعف لجستیک نرم و افزایش هزینه مبادله، از انتخاب عقلانی بازار حذف می‌شود؛ در حالی‌که کریدور میانی در شمال و پروژه IMEC در جنوب، شبکه‌ای جایگزین می‌سازند. این مقاله با چارچوب وابستگی به مسیر نشان می‌دهد هر سال تأخیر، هزینه بازگشت را تصاعدی بالا می‌برد و پیامد آن فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی است.
ادامه مطلب

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟
این مقاله توضیح می‌دهد چگونه خشونت و شوک‌های حکمرانی، نه فقط بحران سیاسی، بلکه «شوک نهادی» تولید می‌کنند: حقوق مالکیت و اجرای قرارداد نامطمئن می‌شود، هزینه مبادله بالا می‌رود و اقتصاد از ریسک به نااطمینانی می‌رسد. با جهش نرخ تنزیل مؤثر، افق تصمیم‌گیری کوتاه می‌شود و سرمایه‌گذاری بلندمدت عقب می‌نشیند. نتیجه، گسترش ترجیح نقدشوندگی، دارایی‌های قابل حمل، نافرمانی مالی و فرار از ریسک حاکمیتی است؛ اقتصادی پایدار اما عقیم که نااطمینانی را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب

چرا فرزین رفت و همتی برگشت؟ بن‌بست سیاست دستوری و پایان «ثباتِ نمایشی»

چرا فرزین رفت و همتی برگشت؟ بن‌بست سیاست دستوری و پایان «ثباتِ نمایشی»
رفت‌وآمد رئیس‌کل بانک مرکزی معمولاً تغییر قانون بازی نیست؛ علامت این است که قانون قبلی دیگر قابل ادامه نیست. وقتی شکاف نرخ رسمی و بازار بزرگ می‌شود، ارز ترجیحی و سهمیه‌بندی به موتور رانت و تقاضای ساختگی تبدیل می‌شود و حفظ «ثبات نمایشی» منابع بیشتری می‌بلعد. بازگشت همتی یعنی حرکت به سمت کاهش شکاف نرخ‌ها، سخت‌گیری پولی و بانکی برای مهار انتظارات، و پذیرش گرانیِ قابل پیش‌بینی به‌جای ارزانیِ دستوری؛ البته به شرط نبود شوک سیاسی-تحریمی و انضباط بودجه‌ای.
ادامه مطلب

شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟

شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟
این یادداشت از یک تجربه آشنا شروع می‌کند: دولت‌ها شنبه‌ها وعده اصلاح می‌دهند و چهارشنبه‌ها زیر آن می‌زنند. سپس چهار قفل اصلی را توضیح می‌دهد: وسوسه خرید زمان با مُسکن، قدرت اقلیتِ منتفع در برابر اکثریتِ پراکنده، فرمانی که در بدنه بوروکراتیک و تعارض منافع گیر می‌کند، و بی‌اعتمادی عمومی که هر تصمیم درست را به بحران تبدیل می‌کند. در پایان، سه قاعده ساده برای ساختن «قولِ قابل باور» پیشنهاد می‌شود: بستن راه پولِ آسان، حذف امتیازهای پنهان و سپردن اجرای اصلاحات به نهادهایی که از وضع موجود نفع نمی‌برند.
ادامه مطلب

غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟

غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟
این مقاله منطق «شیر یک‌طرفه» را در اقتصاد سیاسی صادرات توضیح می‌دهد: ورودیِ قطورِ منابع ارزان ریالی (انرژی، خوراک، یارانه پنهان و نرخ‌های ترجیحی) وارد واحدهای تولیدی می‌شود، اما خروجیِ دلاری به‌جای آن‌که به اقتصاد کشور برگردد و سرمایه‌گذاری، اشتغال و ثبات ارزی بسازد، در دو مسیر شکاف می‌خورد: شاخه‌ای باریک با بازگشت محدود ارز و شاخه‌ای قطور با نشت/عدم بازگشت. نتیجه این معماری، تشدید ناترازی ارزی، انتقال رانت به سود خصوصی، و تضعیف قرارداد اجتماعی است. دیاگرام همراه، این سازوکار را به‌صورت بصری و قابل فهم نشان می‌دهد. در پایان، نقاط مداخله سیاستی و شاخص‌های پایش «بازگشت ارز» پیشنهاد می‌شود. دقیق.
ادامه مطلب

از «استبداد قربانی» تا «رانتِ معافیت»؛ چرا همه به دنبال «خط سفید» هستند؟

از «استبداد قربانی» تا «رانتِ معافیت»؛ چرا همه به دنبال «خط سفید» هستند؟
در ایران امروز، «درد» فقط رنج نیست؛ سرمایه است. از روایت تحریم و محاصره تا اینترنت سفید و معافیت‌های مالیاتی، یک منطق مشترک در حال گسترش است: هر کس قانع‌کننده‌تر نقش قربانیِ حساس را بازی کند، سهم بیشتری از منابع کمیاب می‌گیرد. این مقاله نشان می‌دهد چگونه «استبداد قربانی» و «اقتصاد معافیت» زیرساخت‌ها را طبقاتی می‌کنند و ما را به سمت مجمع‌الجزایر امتیاز، بازار سیاه مشروعیت و فئودالیسم دیجیتال می‌برند.
ادامه مطلب

ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد

ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را به‌مثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل می‌کند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش می‌کند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه می‌لغزند و «گرانی همکاری» شکل می‌گیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکه‌های بسته وابسته می‌شود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را می‌گیرد و به‌صورت مالیات پنهان انطباق، بهره‌وری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار می‌دهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در دارایی‌ها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید می‌کند.
ادامه مطلب

پایان انقباض بزرگ و آغاز عصر «تسلط مالی»

پایان انقباض بزرگ و آغاز عصر «تسلط مالی»
توقف برنامه انقباض ترازنامه فدرال رزرو در سطح حدود ۶/۵ تریلیون دلار فقط یک خبر فنی نیست؛ نشانه رسیدن نظام مالی آمریکا به سقف تحمل خود و تقویت «تسلط مالی» دولت بدهکار بر سیاست پولی است. این مقاله با تشریح نقش RRP و ذخایر بانکی، سه سناریوی ۱۲ تا ۲۴ ماهه برای دلار، طلا، بیت‌کوین و نفت ترسیم می‌کند و اثر آن را بر بازار ارز، نرخ بهره و بورس تهران و استراتژی سبد دارایی سرمایه‌گذار ایرانی توضیح می‌دهد.
ادامه مطلب

نوشته های اخیر

دسته بندی ها