پارادوکس مهار

پارادوکس مهار
این مقاله نشان می‌دهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هسته‌ای، منطقه‌ای، انرژی و پترودلار، توضیح داده می‌شود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق می‌دهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بین‌المللی به‌طور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفته‌اند.
ادامه مطلب

چرا مذاکره ممکن نیست

چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال می‌کند که بن‌بست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفل‌شده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشت‌ناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده می‌شود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش می‌دهد و امکان یک توافق پایدار را از بین می‌برد. نتیجه نهایی این است که حتی توافق‌های موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا می‌کند.
ادامه مطلب

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟
این مقاله می‌کوشد نشان دهد که مماشات را نباید با دیپلماسی یا تعامل یکی گرفت. در مواجهه با رژیم‌های ایدئولوژیکِ بحران‌محور، امتیازدهی یا تعلل لزوماً به صلح ختم نمی‌شود، بلکه می‌تواند به انباشت بحران در طول زمان بینجامد. با مرور چهار تجربه تاریخی ـ از توافق مونیخ و تعلل آمریکا در برابر فاشیسم تا پرونده هسته‌ای کره شمالی و الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ـ مقاله توضیح می‌دهد که زمان در سیاست بی‌طرف نیست: یا به سود مهار بحران کار می‌کند، یا به سود گسترش آن. در پایان، «محدودسازی» به‌عنوان بدیل راهبردیِ دوقطبیِ جنگ یا مماشات طرح می‌شود.
ادامه مطلب