وقتی متحد، خودش طرف جنگ می‌شود

وقتی متحد، خودش طرف جنگ می‌شود
در نگاه نخست، ماجرا ساده به نظر می‌رسد: عربستان و چند کشور منطقه از دونالد ترامپ خواستند حملهٔ تازه به ایران را متوقف کند و واشنگتن نیز عقب نشست. اما شواهد علنی برای اثبات چنین رابطهٔ مستقیمی کافی نیست. پرسش مهم‌تر این است که جنگ ایران چه تغییری در رابطهٔ امنیتی آمریکا و دولت‌های عربی خلیج فارس ایجاد کرده است. پایگاه‌ها، حریم هوایی و زیرساخت‌های کشورهای میزبان، از یک سو امکان عملیات نظامی آمریکا را فراهم می‌کنند و از سوی دیگر، همین کشورها را در معرض حملات تلافی‌جویانه قرار می‌دهند. تصمیم در واشنگتن گرفته می‌شود، اما بخشی از هزینهٔ آن ممکن است در ابوظبی، منامه، دوحه، ریاض یا دمام پرداخت شود.
ادامه مطلب

عراق؛ جایی که ائتلاف‌ها از سایه درمی‌آیند

عراق؛ جایی که ائتلاف‌ها از سایه درمی‌آیند
حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی در عراق، نه به‌دلیل شمار تلفات، بلکه به‌سبب تغییر قواعد بازی اهمیت دارد. ریاض برای نخستین‌بار در این دور از تنش‌ها مسئولیت مشارکت مستقیم در عملیاتی داخل خاک عراق را پذیرفت؛ اقدامی که مرز میان جنگ نیابتی و رویارویی آشکار را باریک‌تر کرد. این مقاله نشان می‌دهد چگونه فرسایش انکارپذیری، تناقض ساختاری دولت عراق، هدف‌گرفتن زیرساخت‌های انرژی و نزدیکی اربعین، خطر خطای محاسباتی را افزایش داده‌اند.
ادامه مطلب

چرا ایران اوکراین جدید نیست؟ اقتصاد سیاسی هرمز و جنگ‌های جهانی

چرا ایران اوکراین جدید نیست؟ اقتصاد سیاسی هرمز و جنگ‌های جهانی
دو قرارداد بزرگ صنایع دفاعی آمریکا برای افزایش تولید رهگیرهای پاتریوت و تاد، نشانه‌ای از پیوند روزافزون جنگ‌های معاصر با ظرفیت صنعتی و اقتصاد جهانی است. اما این پیوند به معنای تبدیل ایران به «اوکراین جدید» نیست. اوکراین با تزریق منابع خارجی به میدان جنگ تبدیل شده، در حالی که ایران هزینه بحران را عمدتاً از منابع و ثبات اقتصادی خود می‌پردازد. مقاله نشان می‌دهد آنچه جبهه‌های مختلف را به هم متصل می‌کند، نه صرفاً هم‌زمانی جنگ‌ها، بلکه قرار گرفتن آنها بر گلوگاه‌های غیرقابل جایگزین اقتصاد جهانی مانند تنگه هرمز است. همچنین تفاوت میان انتقال هزینه اقتصادی و انتقال رویه سیاسی بررسی می‌شود.
ادامه مطلب

آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟

آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟
این مقاله بحران تازه ایران و آمریکا را نه صرفاً به‌عنوان احتمال یک جنگ، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از فروپاشی نظم قدیمی خلیج‌فارس تحلیل می‌کند. متن نشان می‌دهد چرا آتش‌بس فعلی شکننده است، چرا اعراب منطقه میان همکاری با آمریکا و ترس از فروپاشی ایران گرفتارند، نقش اسرائیل، چین و روسیه در معادله چیست، و چگونه زمان می‌تواند خطر خطای محاسباتی و جنگ ناخواسته را افزایش دهد.
ادامه مطلب

پارادوکس مهار

پارادوکس مهار
این مقاله نشان می‌دهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هسته‌ای، منطقه‌ای، انرژی و پترودلار، توضیح داده می‌شود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق می‌دهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بین‌المللی به‌طور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفته‌اند.
ادامه مطلب

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور
این مقاله نشان می‌دهد بازار جهانی انرژی در حال عبور از یک تغییر بنیادین است: انتقال قدرت از «کنترل تولید» به «کنترل مسیر». با تحلیل اختلاف قیمت مربان و برنت، نقش تنگه هرمز، و استراتژی بازیگرانی مانند امارات، چین و ایران، استدلال می‌شود که گلوگاه‌های انرژی نه‌تنها ابزار قدرت، بلکه عامل فرسایش همان قدرت‌اند. در این چارچوب، نظم کارتل‌ها تضعیف شده و نظمی ناپایدار مبتنی بر کریدورها در حال شکل‌گیری است.
ادامه مطلب

جنگی که با صلح تمام نمی‌شود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ

جنگی که با صلح تمام نمی‌شود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ
این مقاله می‌کوشد نشان دهد مسئله اصلی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه نظمی است که پس از جنگ شکل می‌گیرد. متن با نقد این تصور آغاز می‌شود که پیروزی نظامی می‌تواند مسئله سیاسی ایران را حل کند، سپس به نقش تنگه هرمز، اقتصاد اخلال، جامعه ایران، جانشینی، دولت امنیتی، اقتصاد پساجنگ و حسابگری بازیگران خارجی می‌پردازد. نتیجه نهایی این است که محتمل‌ترین سناریو نه فروپاشی فوری است و نه ثبات پایدار، بلکه نوعی تعلیق فرساینده است که می‌تواند هم کشور را از درون تحلیل ببرد و هم منطقه را در وضعیت بی‌ثباتی مزمن نگه دارد.
ادامه مطلب

تله استراتژیک ایران: اقتصاد سیاسی پایان جنگ بدون صلح

تله استراتژیک ایران: اقتصاد سیاسی پایان جنگ بدون صلح
این مقاله سناریویی را بررسی می‌کند که در آن جنگ پایان می‌یابد، اما صلحی ساخته نمی‌شود. استدلال اصلی این است که «آتش‌بس بدون تسویه» برای ایران از مسیر بودجه، بانک، بازار ارز، شبکه توزیع و تورم می‌تواند به فرسایش شدید اقتصادی و اجتماعی منجر شود. در عین حال، نسخه «ادامه جنگ و بستن هرمز» نیز راه نجات نیست، چون نه رانت پایدار می‌سازد و نه امکان احیای اقتصاد را فراهم می‌کند. متن نشان می‌دهد که تنها افق کم‌هزینه‌تر، نه پیروزی کامل، بلکه ساختن یک مسیر سوم از دل فشارهای ساختاری داخلی و منطقه‌ای است.
ادامه مطلب

آتش‌بس بدون حل تعارض

آتش‌بس بدون حل تعارض
این مقاله توضیح می‌دهد که بحران میان ایران، آمریکا و اسرائیل فقط یک درگیری نظامی بر سر پرونده هسته‌ای یا موشک نیست، بلکه به ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، ساختار قدرت درونی آن، نقش سپاه، فرسایش جامعه ایران و منطق اقتصاد سیاسی انرژی گره خورده است. متن نشان می‌دهد که حتی اگر آتش‌بس رخ دهد، تعارض اصلی می‌تواند باقی بماند و در نهایت مسیر محتمل‌تر، نه بازگشت به ثبات پایدار، بلکه فرسایش تدریجی ساختاری است که این بحران را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب