ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد

ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را به‌مثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل می‌کند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش می‌کند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه می‌لغزند و «گرانی همکاری» شکل می‌گیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکه‌های بسته وابسته می‌شود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را می‌گیرد و به‌صورت مالیات پنهان انطباق، بهره‌وری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار می‌دهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در دارایی‌ها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید می‌کند.
ادامه مطلب

بحران بازتولید مشروعیت در ایران

بحران بازتولید مشروعیت در ایران
این مقاله بحران بازتولید مشروعیت در ایران را نه به‌عنوان یک بحران سیاسی گذرا، بلکه به‌مثابه فرسایش نهادی، اخلاقی و عملکردی دولت تحلیل می‌کند. مهران فتحی با استفاده از نظریه‌ی «پوسیدگی سیاسی» هانتینگتون، نشان می‌دهد که انحصار ایدئولوژیک و ناتوانی در انطباق با تحولات اجتماعی، چگونه نهادهای جمهوری اسلامی را از معنا تهی کرده است. این متن، تطبیقی میان دو مقطع ۱۳۵۷ و ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد و سه سناریوی آینده – انسداد پایدار، گذار کنترل‌شده و فروپاشی تدریجی نظم – را ترسیم می‌کند.
ادامه مطلب

تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس

تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل می‌کند: بازگشت تحریم‌های شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجه‌ای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین می‌شود. این تحلیل نشان می‌دهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
ادامه مطلب

آسیب‌شناسی برنامه‌ریزی توسعه در ایران

آسیب‌شناسی برنامه‌ریزی توسعه در ایران
این مقاله به آسیب‌شناسی چندلایه توسعه در ایران می‌پردازد؛ از تاریخچه برنامه‌ریزی و تأثیر مکاتب نظری تا تجربه زیسته روستاییان، جوانان، زنان و حاشیه‌نشینان. متن نشان می‌دهد چرا مدل‌های وارداتی، تمرکزگرایی، فساد نهادی و بی‌اعتمادی اجتماعی باعث ناکامی برنامه‌های توسعه شده‌اند. همچنین راهکارهایی چون تغییر منطق برنامه‌ریزی، ایجاد نهادهای ارزیابی مستقل، تمرکززدایی و تقویت مشارکت مردمی ارائه می‌شود. این مقاله دعوتی است برای بازاندیشی در مسیر توسعه ایران.
ادامه مطلب

نوشته های اخیر

دسته بندی ها