چرا مذاکره ممکن نیست

چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال می‌کند که بن‌بست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفل‌شده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشت‌ناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده می‌شود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش می‌دهد و امکان یک توافق پایدار را از بین می‌برد. نتیجه نهایی این است که حتی توافق‌های موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا می‌کند.
ادامه مطلب

سلطنت در غیاب خویش

سلطنت در غیاب خویش
این مقاله با نقد روایت توطئه‌محور درباره کنفرانس گوادلوپ، استدلال می‌کند که سقوط سلطنت پهلوی نه در کارائیب، بلکه پیش‌تر در درون ساختار اقتصاد سیاسی ایران آغاز شده بود. از جهش درآمد نفتی، تورم و شکاف طبقاتی تا بحران بازار، ۱۷ شهریور، نوفل‌لوشاتو، اعتصاب کارگران نفت و فلج تصمیم‌گیری در رأس حکومت، همه نشان می‌دهند گوادلوپ علت سقوط نبود، بلکه ثبت دیپلماتیک فروپاشی داخلی بود. مقاله همچنین با مفهوم «نفی ارزان، تأسیس گران» منطق پیروزی انقلاب و تصاحب مرحله تأسیس را توضیح می‌دهد.
ادامه مطلب

ملت آینه‌دار، حاکم خودشیفته

ملت آینه‌دار، حاکم خودشیفته
این مقاله می‌کوشد رابطه میان ساختار قدرت با ویژگی‌های خودشیفته‌وار و الگوهای مهرطلبانه در فرهنگ سیاسی ایران را توضیح دهد. متن نشان می‌دهد چگونه این چرخه فقط روانی نیست، بلکه بر بستر اقتصاد سیاسی رانتی بازتولید می‌شود. با تحلیل رخدادهای دی ۱۴۰۴، مقاله استدلال می‌کند که جامعه ایران وارد مرحله‌ای تازه از آگاهی شده، اما این بیداری هنوز با ضعف سازماندهی، منجی‌طلبی و ترس از فروپاشی روبه‌روست. نتیجه نهایی، تبیین راهی برای گذار از اطاعت فرساینده به بلوغ سیاسی و استقلال جمعی است.
ادامه مطلب

بحران مشروعیت و انسداد گفت‌وگو در اقتصاد سیاسی ایران،خوانشی هابرمارسی

 بحران مشروعیت و انسداد گفت‌وگو در اقتصاد سیاسی ایران،خوانشی هابرمارسی
این مقاله با تکیه بر اندیشه یورگن هابرماس توضیح می‌دهد که چرا در ایران، تصمیمات اقتصادی بارها به بحران سیاسی تبدیل می‌شوند. مسئله فقط درستی یا نادرستی سیاست‌ها نیست، بلکه غیاب گفت‌وگو، ضعف نهادهای میانجی، و فرسایش حوزه عمومی است که هر تصمیم پرهزینه را به تجلی یک‌جانبه قدرت بدل می‌کند. متن با تمرکز بر آبان ۱۳۹۸ و مقایسه با کره جنوبی ۱۹۹۷ و ترکیه ۲۰۰۱ نشان می‌دهد که فقدان سازوکارهای ارتباطیِ تولید مشروعیت، یکی از ریشه‌های اصلی بحران در اقتصاد سیاسی ایران است.
ادامه مطلب

سقوطِ غولِ نفتی؛ وقتی «پدربزرگِ بخشنده» طلبکار می‌شود

سقوطِ غولِ نفتی؛ وقتی «پدربزرگِ بخشنده» طلبکار می‌شود
دوران توزیع رانت و انرژی ارزان به پایان رسیده است. در این مقاله نشان می‌دهیم که چگونه دولت با بروز ناترازی‌های فیزیکی، از یک «توزیع‌گر» به یک «استخراج‌گر» تغییر ماهیت داده است. قطعی برق صنایع، تورم پنهان و انتقال بدهی به بانک‌ها، مکانیسم‌هایی هستند که هزینه‌ی این گذار را از جیب جامعه و فعالان اقتصادی می‌پردازند. برای جلوگیری از فرسایش تولید و بازگشت به مسیر توسعه، به سه گام فوری نیازمندیم: شفافیت بودجه‌ای، اصلاح هوشمند قیمت‌ها و توقف استقراض بانکی.
ادامه مطلب

آناتومی بلعیده شدن منابع عمومی

آناتومی بلعیده شدن منابع عمومی
خصوصی‌سازی قرار بود دولت را کوچک و سفره مردم را بزرگ کند، اما در میانه راه به «تیول‌داری نوین» تبدیل شد. در این مقاله، با کالبدشکافی مسیر «بدهی تا واگذاری»، فاش می‌کنیم که چگونه دارایی‌های استراتژیک ملی به ابزار تسویه‌حساب‌های مالی تبدیل شده‌اند. با بررسی ۶ نشانه عملیاتی افت کارایی و تحلیل نقش مخرب ناترازی صندوق‌های بازنشستگی، این متن ۵ راهکار کلیدی از جمله «اهلیت کارکردی» و «حق فسخ مشروط» را برای خروج از این انسداد ساختاری پیشنهاد می‌دهد.
ادامه مطلب

تکنوکراسی در تعادل: اقتصاد سیاسی «لحظه عالیخانی»

تکنوکراسی در تعادل: اقتصاد سیاسی «لحظه عالیخانی»
این مقاله «عصر عالیخانی» را یک آزمایشگاه نهادی می‌خواند: شکل‌گیری تعادل میان وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و بخش خصوصی چگونه رشد بالا و تورم پایین را ممکن کرد؟ پاسخ در قرارداد سیاسیِ کارآمدی، سازوکار حل تعارض در سطح دولت، حمایت‌گرایی مشروط و انضباط پولیِ بالفعل نهفته است. متن همزمان هزینه‌های پنهان این رشد را هم می‌بیند: نامتوازنی بخشی، شکاف شهری-روستایی و فشار مهاجرت. در پایان نشان داده می‌شود چرا با نرم‌شدن قید بودجه و توقف گذار از جایگزینی واردات به رقابت‌پذیری، منطق تعادل واژگون شد.
ادامه مطلب

جهش ژنتیک در میدان مین ،مانیفست بقای کسب‌وکارهای ایرانی در اقتصاد محاصره

جهش ژنتیک در میدان مین ،مانیفست بقای کسب‌وکارهای ایرانی در اقتصاد محاصره
این مقاله نشان می‌دهد چرا وضعیت امروز کسب‌وکارهای ایرانی صرفاً بحران یا رکود تورمی نیست، بلکه ورود به «اقتصاد محاصره» است؛ جایی که اختلال در اینترنت، پرداخت، تأمین و تصمیمات ناگهانی، مسیر معامله را شکننده می‌کند. راه‌حل، ساختن سیستم ادامه‌کار است: شناسایی نقاط شکست، افزونگی در گلوگاه‌ها، سوئیچ ۴۸ ساعته، قلعه‌سازی ترازنامه، بازطراحی فروش بر پایه اعتماد و همدلی، و ایجاد قرارداد اجتماعی جدید برای نیروی انسانی.
ادامه مطلب

غروب پدرسالار: وقتی «ناخودآگاه سیاسی» با «واقعیت اقتصادی» تصادف می‌کند

غروب پدرسالار: وقتی «ناخودآگاه سیاسی» با «واقعیت اقتصادی» تصادف می‌کند
در این مقاله نشان داده می‌شود که بحران امروز ایران صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه حاصل فروپاشی یک «قرارداد روانی» میان دولت و جامعه است. مدلی از حکمرانی که بر پدرسالاری، رانت نفتی و بوروکراسی تربیتی بنا شده بود، با ورشکستگی اقتصادی و بلوغ نسلی به نقطه گسست رسیده است. این متن، یک سند تشخیصی درباره پایان اقتدار پدرسالارانه و تولد پرهزینه شهروند بالغ است.
ادامه مطلب

اقتصاد سیاسیِ فروپاشی: چرا «بحران ایران» تکرارِ «سناریوی شوروی» نیست؟

اقتصاد سیاسیِ فروپاشی: چرا «بحران ایران» تکرارِ «سناریوی شوروی» نیست؟
قیاس «ایران امروز = شوروی ۱۹۹۰» اغلب یک برچسب تاریخی است، نه توضیح مکانیسم. این مقاله نشان می‌دهد ایران در مسیر فرسایش چندبعدی قرار دارد، اما مکانیسم غالب آن با شوروی متفاوت است: «تورم آشکار و رکود تورمی» در کنار کنترل‌های متناوب، نه «تورم سرکوب‌شده» و اقتصاد کمبود. با تلفیق دو چارچوب «سلطه مالی» و «جنگ فرسایشی»، توضیح داده می‌شود چرا اصلاحات به تعویق می‌افتد، چگونه تورم به چرخه استخراج و بازتولید کسری تبدیل می‌شود، و چرا طبقه متوسط دچار سقوط منزلتی می‌گردد. در پایان، سه سناریوی پایان‌بازی ارائه می‌شود.
ادامه مطلب