پارادوکس بقا: کالبدشکافی زوال هژمونی پولی در عصر تسلیحات دیجیتال

پارادوکس بقا: کالبدشکافی زوال هژمونی پولی در عصر تسلیحات دیجیتال
این مقاله نشان می‌دهد چگونه دلار آمریکا از یک واحد مبادله جهانی به ابزار اجبار ژئوپولیتیک تبدیل شده و همین تغییر، اعتماد به نظم پولی را فرسوده است. با تشریح تله بدهی، جنگ‌های مالی و دیجیتال، و سناریوهای پیش‌روی جهان، مقاله استدلال می‌کند که در عصر بی‌اعتمادی، بقا نه با سود بیشتر، بلکه با امنیت دارایی، تمرکز بر طلا، دارایی‌های واقعی و پروتکل‌های غیرمتمرکز ممکن است.
ادامه مطلب

ابهامِ مدیریت‌شده: بازتوزیع منافع پیشاشوک و سرنوشتِ «مذاکرات» ایران

ابهامِ مدیریت‌شده: بازتوزیع منافع پیشاشوک و سرنوشتِ «مذاکرات» ایران
آنچه امروز به‌عنوان «مذاکرات هسته‌ای ایران» یا «احتمال جنگ» روایت می‌شود، در واقع بخشی از بازتوزیع منافع پیشاشوک در نظم جهانی است. این مقاله نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های بزرگ پیش از ورود به مرحله‌ای پرریسک‌تر، در حال قفل‌کردن انرژی، ذخایر و ثبات‌اند و چرا ایران در این فرآیند از بازیگر منطقه‌ای به ریسک سیستماتیک تقلیل یافته است. پیامدهای این بازآرایی برای دلار، طلا و اقتصاد جهانی نیز در بخش آینده‌پژوهی بررسی می‌شود.
ادامه مطلب

جامعه ساعت‌شنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمین‌بازی سرمایه‌گذاری در ایران

جامعه ساعت‌شنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمین‌بازی سرمایه‌گذاری در ایران
در کنار شوک‌های عرضه، فرسایش قدرت خرید در حال تغییر زمین‌بازی است. تقاضا در ایران حذف نمی‌شود؛ مهاجرت می‌کند: از کالاهای بادوام و نیمه‌لوکسِ رسمی به کالاهای ضروری یا بازار غیررسمی، و بخشی هم از مصرف به دارایی تبدیل می‌شود. مقاله با دو ردیاب اصلی (فشردگی بودجه بقا و فرسایش دستمزد حقیقی) و ردیاب‌های تکمیلی، سه کانال مهاجرت تقاضا و سازوکار «انتقال فشار» را توضیح می‌دهد و با ماتریس سه‌فیلتره، صنایع را به قرمز، خاکستری و دفاعی تقسیم می‌کند.
ادامه مطلب

پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران

پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران
اقتصاد ایران تنها با تورم روبه‌رو نیست، بلکه با فرسایش اعتماد به پول ملی مواجه است. ریال به‌تدریج کارکرد ذخیره ارزش خود را از دست داده و به ابزار مبادله‌ای موقت تبدیل شده است. مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان به طلا، مسکن، ارز و در سال‌های اخیر به پول‌های سایه دیجیتال مانند تتر پناه می‌برند. این مقاله نشان می‌دهد چگونه «گریز از پول»، نظم پولی دوپاره‌ای ساخته که یک سوی آن اقتصاد ریالی فرسایشی و سوی دیگر اقتصاد دارایی‌محور و ارزی است.
ادامه مطلب

هجدهم برومرِ ایرانی: از «بن‌بست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»

هجدهم برومرِ ایرانی: از «بن‌بست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»
برجسته‌شدن نمادهای پهلوی‌محور در بخشی از گفتار اعتراضی الزاماً «انتخاب برنامه‌ای» نیست؛ اغلب سازوکاری برای هماهنگی کم‌هزینه در محیط پرریسک و بی‌سازمان است. مقاله با ترکیب مارکس (احضار گذشته)، لاکلائو (دالّ تهی) و منطق نقطه کانونی نشان می‌دهد چگونه ائتلاف نفی شکل می‌گیرد، چرا «نام» از «طرح» جلو می‌زند، و چرا این مسیر می‌تواند به تمنای لویاتان و تله واگذاری عاملیت ختم شود.
ادامه مطلب

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟
مزیت جغرافیایی ایران دیگر به‌تنهایی موتور ترانزیت نیست. در اقتصاد شبکه‌ای امروز، مسیرها بر اساس «قابلیت اجرا» انتخاب می‌شوند: تسویه بانکی، بیمه‌پذیری، ثبات مقررات، سرعت گمرک و اعتماد نهادی. ایران با ضعف لجستیک نرم و افزایش هزینه مبادله، از انتخاب عقلانی بازار حذف می‌شود؛ در حالی‌که کریدور میانی در شمال و پروژه IMEC در جنوب، شبکه‌ای جایگزین می‌سازند. این مقاله با چارچوب وابستگی به مسیر نشان می‌دهد هر سال تأخیر، هزینه بازگشت را تصاعدی بالا می‌برد و پیامد آن فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی است.
ادامه مطلب

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟
این مقاله توضیح می‌دهد چگونه خشونت و شوک‌های حکمرانی، نه فقط بحران سیاسی، بلکه «شوک نهادی» تولید می‌کنند: حقوق مالکیت و اجرای قرارداد نامطمئن می‌شود، هزینه مبادله بالا می‌رود و اقتصاد از ریسک به نااطمینانی می‌رسد. با جهش نرخ تنزیل مؤثر، افق تصمیم‌گیری کوتاه می‌شود و سرمایه‌گذاری بلندمدت عقب می‌نشیند. نتیجه، گسترش ترجیح نقدشوندگی، دارایی‌های قابل حمل، نافرمانی مالی و فرار از ریسک حاکمیتی است؛ اقتصادی پایدار اما عقیم که نااطمینانی را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب

چرا فرزین رفت و همتی برگشت؟ بن‌بست سیاست دستوری و پایان «ثباتِ نمایشی»

چرا فرزین رفت و همتی برگشت؟ بن‌بست سیاست دستوری و پایان «ثباتِ نمایشی»
رفت‌وآمد رئیس‌کل بانک مرکزی معمولاً تغییر قانون بازی نیست؛ علامت این است که قانون قبلی دیگر قابل ادامه نیست. وقتی شکاف نرخ رسمی و بازار بزرگ می‌شود، ارز ترجیحی و سهمیه‌بندی به موتور رانت و تقاضای ساختگی تبدیل می‌شود و حفظ «ثبات نمایشی» منابع بیشتری می‌بلعد. بازگشت همتی یعنی حرکت به سمت کاهش شکاف نرخ‌ها، سخت‌گیری پولی و بانکی برای مهار انتظارات، و پذیرش گرانیِ قابل پیش‌بینی به‌جای ارزانیِ دستوری؛ البته به شرط نبود شوک سیاسی-تحریمی و انضباط بودجه‌ای.
ادامه مطلب

شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟

شنبه‌های خیالی: چرا دولت‌ها می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند؟
این یادداشت از یک تجربه آشنا شروع می‌کند: دولت‌ها شنبه‌ها وعده اصلاح می‌دهند و چهارشنبه‌ها زیر آن می‌زنند. سپس چهار قفل اصلی را توضیح می‌دهد: وسوسه خرید زمان با مُسکن، قدرت اقلیتِ منتفع در برابر اکثریتِ پراکنده، فرمانی که در بدنه بوروکراتیک و تعارض منافع گیر می‌کند، و بی‌اعتمادی عمومی که هر تصمیم درست را به بحران تبدیل می‌کند. در پایان، سه قاعده ساده برای ساختن «قولِ قابل باور» پیشنهاد می‌شود: بستن راه پولِ آسان، حذف امتیازهای پنهان و سپردن اجرای اصلاحات به نهادهایی که از وضع موجود نفع نمی‌برند.
ادامه مطلب

غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟

غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟
این مقاله منطق «شیر یک‌طرفه» را در اقتصاد سیاسی صادرات توضیح می‌دهد: ورودیِ قطورِ منابع ارزان ریالی (انرژی، خوراک، یارانه پنهان و نرخ‌های ترجیحی) وارد واحدهای تولیدی می‌شود، اما خروجیِ دلاری به‌جای آن‌که به اقتصاد کشور برگردد و سرمایه‌گذاری، اشتغال و ثبات ارزی بسازد، در دو مسیر شکاف می‌خورد: شاخه‌ای باریک با بازگشت محدود ارز و شاخه‌ای قطور با نشت/عدم بازگشت. نتیجه این معماری، تشدید ناترازی ارزی، انتقال رانت به سود خصوصی، و تضعیف قرارداد اجتماعی است. دیاگرام همراه، این سازوکار را به‌صورت بصری و قابل فهم نشان می‌دهد. در پایان، نقاط مداخله سیاستی و شاخص‌های پایش «بازگشت ارز» پیشنهاد می‌شود. دقیق.
ادامه مطلب