چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست

چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست
تقابل چین و آمریکا اختلافی ساده بر سر تعرفه و کسری تجاری نیست؛ نزاعی ساختاری بر سر نوشتن قواعد قرن بیست‌ویکم است. این رقابت در سه میدان اصلی جریان دارد: استانداردهای فناوری، نظم دلاری و زنجیره‌های تأمین جهانی. در این میان، ایران نه متحد راهبردی چین است و نه بازیگری مستقل در برابر آمریکا؛ بلکه تا زمانی که فاقد راهبرد توسعه، دیپلماسی متوازن و اقتصاد رقابتی باشد، به متغیر فشاری تبدیل می‌شود که دیگران از بی‌ثباتی آن برای افزایش هزینه رقیب استفاده می‌کنند.
ادامه مطلب

شوک ابلاغیه‌ای؛ حلقۀ گمشده در تحلیل سودآوری صنایع بورسی

شوک ابلاغیه‌ای؛ حلقۀ گمشده در تحلیل سودآوری صنایع بورسی
این مقاله با بررسی جهش و عقب‌نشینی نرخ گاز صنایع در پایان ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که بخشی از ریسک سودآوری شرکت‌های بورسی ایران از متغیرهای معمولی مانند دلار، تورم یا صادرات نفت نمی‌آید، بلکه از تصمیمات ابلاغیه‌محور دولت ناشی می‌شود. متن استدلال می‌کند که قیمت‌گذاری دستوری باید نه فقط به‌عنوان «ریسک توضیحی»، بلکه به‌مثابه منبع مستقل شوک در تحلیل بازار سرمایه وارد شود.
ادامه مطلب

آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟

آتش‌بس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیج‌فارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟
این مقاله بحران تازه ایران و آمریکا را نه صرفاً به‌عنوان احتمال یک جنگ، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از فروپاشی نظم قدیمی خلیج‌فارس تحلیل می‌کند. متن نشان می‌دهد چرا آتش‌بس فعلی شکننده است، چرا اعراب منطقه میان همکاری با آمریکا و ترس از فروپاشی ایران گرفتارند، نقش اسرائیل، چین و روسیه در معادله چیست، و چگونه زمان می‌تواند خطر خطای محاسباتی و جنگ ناخواسته را افزایش دهد.
ادامه مطلب

پارادوکس مهار

پارادوکس مهار
این مقاله نشان می‌دهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هسته‌ای، منطقه‌ای، انرژی و پترودلار، توضیح داده می‌شود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق می‌دهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بین‌المللی به‌طور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفته‌اند.
ادامه مطلب

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور

بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور
این مقاله نشان می‌دهد بازار جهانی انرژی در حال عبور از یک تغییر بنیادین است: انتقال قدرت از «کنترل تولید» به «کنترل مسیر». با تحلیل اختلاف قیمت مربان و برنت، نقش تنگه هرمز، و استراتژی بازیگرانی مانند امارات، چین و ایران، استدلال می‌شود که گلوگاه‌های انرژی نه‌تنها ابزار قدرت، بلکه عامل فرسایش همان قدرت‌اند. در این چارچوب، نظم کارتل‌ها تضعیف شده و نظمی ناپایدار مبتنی بر کریدورها در حال شکل‌گیری است.
ادامه مطلب

چرا مذاکره ممکن نیست

چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال می‌کند که بن‌بست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفل‌شده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشت‌ناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده می‌شود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش می‌دهد و امکان یک توافق پایدار را از بین می‌برد. نتیجه نهایی این است که حتی توافق‌های موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا می‌کند.
ادامه مطلب

سلطنت در غیاب خویش

سلطنت در غیاب خویش
این مقاله با نقد روایت توطئه‌محور درباره کنفرانس گوادلوپ، استدلال می‌کند که سقوط سلطنت پهلوی نه در کارائیب، بلکه پیش‌تر در درون ساختار اقتصاد سیاسی ایران آغاز شده بود. از جهش درآمد نفتی، تورم و شکاف طبقاتی تا بحران بازار، ۱۷ شهریور، نوفل‌لوشاتو، اعتصاب کارگران نفت و فلج تصمیم‌گیری در رأس حکومت، همه نشان می‌دهند گوادلوپ علت سقوط نبود، بلکه ثبت دیپلماتیک فروپاشی داخلی بود. مقاله همچنین با مفهوم «نفی ارزان، تأسیس گران» منطق پیروزی انقلاب و تصاحب مرحله تأسیس را توضیح می‌دهد.
ادامه مطلب

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟

مماشات و زمان؛ چرا صلح‌طلبی با رژیم‌های ایدئولوژیک، به انباشت بحران می‌انجامد؟
این مقاله می‌کوشد نشان دهد که مماشات را نباید با دیپلماسی یا تعامل یکی گرفت. در مواجهه با رژیم‌های ایدئولوژیکِ بحران‌محور، امتیازدهی یا تعلل لزوماً به صلح ختم نمی‌شود، بلکه می‌تواند به انباشت بحران در طول زمان بینجامد. با مرور چهار تجربه تاریخی ـ از توافق مونیخ و تعلل آمریکا در برابر فاشیسم تا پرونده هسته‌ای کره شمالی و الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ـ مقاله توضیح می‌دهد که زمان در سیاست بی‌طرف نیست: یا به سود مهار بحران کار می‌کند، یا به سود گسترش آن. در پایان، «محدودسازی» به‌عنوان بدیل راهبردیِ دوقطبیِ جنگ یا مماشات طرح می‌شود.
ادامه مطلب

معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ

معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ
این مقاله نشان می‌دهد سیاست ایران در دولت دوم ترامپ محصول اراده یک فرد نیست، بلکه برآیند جدال سه منطق رقیب درون ساختار قدرت آمریکاست: اجبار، معامله و عدم مداخله. با تمرکز بر چهار چهره کلیدی ــ مارکو روبیو، جی.دی. ونس، جرد کوشنر و استیو ویتکاف ــ متن توضیح می‌دهد چگونه وزن نهادی، خاستگاه طبقاتی و منطق‌های متفاوت سیاست خارجی، مسیر پرونده ایران را شکل می‌دهند و چرا آینده این پرونده به نبرد درونی این سه پارادایم گره خورده است.
ادامه مطلب

از گوگمل تا جنگ شبکه‌محور: برتری اطلاعاتی و بحران منطق بازدارندگی

از گوگمل تا جنگ شبکه‌محور: برتری اطلاعاتی و بحران منطق بازدارندگی
این مقاله با مرور نمونه‌هایی از گوگمل، انیگما، بحران موشکی کوبا و جنگ شش‌روزه نشان می‌دهد که مزیت تعیین‌کننده در جنگ فقط به شمار نیرو و کیفیت تسلیحات وابسته نیست، بلکه به توان تبدیل اطلاعات به تصمیم بستگی دارد. متن سپس با تکیه بر مفهوم «اشراف اطلاعاتی پیوسته» توضیح می‌دهد که چگونه در عصر هوش مصنوعی و جنگ شبکه‌محور، فاصله میان رصد، تحلیل و ضربه به‌شدت کاهش یافته و همین تحول، منطق کلاسیک بازدارندگی را دچار اختلال کرده است.
ادامه مطلب